العلامة المجلسي
267
حياة القلوب ( فارسي )
فصل دوم در بيان معنى امّى است وبيان آنكه آن حضرت به همهء خط وزبان ولغت عارف بودند بدان كه خلاف است كه آن حضرت را حق تعالى چرا امّى فرموده است ، بعضي گفتهاند براي آنكه سواد خط نداشت ؛ وبعضي گفتهاند منسوب به امّى است يعنى در عدم تعليم ظاهري مثل امّت عرب بود ؛ وبعضي گفتهاند نسبت به امّ است يعنى به حسب ظاهر بر حالتي بود كه از مادر متولد شده بود كه خط وسواد نياموخته بود از كسى « 1 » . ودر بعضي از أحاديث وارد شده است كه : نسبت به امّ القرى است يعنى مكة « 2 » . ودر اين خلافي نيست كه آن حضرت پيش از بعثت تعلّم خط وسواد از كسى ننموده بود ، چنانكه حق تعالى مىفرمايد وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَلا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ « 3 » يعنى : « تلاوت نمىكردى پيش از بعثت كتابي ونامهاى را ونمىنوشتى كتابي را به دست راست خود ، اگر چنين مىبود به شك مىافتادند أهل بطلان » ، وخلاف است كه آيا بعد از بعثت مىتوانست خواند ونوشت يا نه ؟ وحق آن است كه قادر بود بر خواندن ونوشتن چنانكه به وحى الهى همه چيز را مىدانست وبه قدرت الهى بر كارهائى كه ديگران عاجز بودند قادر بود ، امّا براي مصلحت خود
--> ( 1 ) . مجمع البيان 2 / 487 . ( 2 ) . معاني الأخبار 54 ؛ بصائر الدرجات 226 ؛ اختصاص 263 . ( 3 ) . سورهء عنكبوت : 48 .